هیهات منا الذلة

هیهات منا الذلة

نبودن بهتر از بودن
اگر در سایه ذلت بیارامی
اگر اسفندیار جان
به تیر گز فرو بخشی
به از عمری هزاران ساله در زی خمار خفت و خواری
به مردستان خون
غیوران احد ،شیران عاشورا
فروخفتند در خون تا ذلت را
به آهنگی فرو رانند از دشت رشادت
که مردن جامه ای خوشتر ز ذلت بود مردان را
نفس گر در هوای مرد دون باشد
شهادت زینت مردان مرد است
به غار نیستی گر بخوابی صد هزاران سال
ز دقیانوس ذلت به

آخرین نظرات
تبلیغات
Bayanbox.ir صندوق بیان Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم

ماجرای مک فارلین (3)

سه شنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۲، ۰۶:۵۴ ب.ظ

مک فارلین

یکی از اقدامات طرفداران مهدی هاشمی پس از دستگیری او، جو سازی در جهت مرتبط جلوه دادن دستگیری مهدی با ماجرای مک فارلین است و هادی هاشمی در این باره متهم ردیف اول است. این باند سعی کرد با افشای ماجرای سفر مک فارلین و طرح ادعای سازش سران نظام با امریکا فضای غبارآلودی را برای رهایی وی از این اتهامات به وجود آورد...

 

افشای سفر مک فارلین توسط باند مهدی هاشمی 


مهدی هاشمی فرزند آقای سیدالحق شاهرودی در سال 1323 هـ ش در شهر اصفهان و در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. پس از گذراندن تحصیلات ابتدائی در مدرسه جلالی بنا به اصرار پدرش راهی حوزه علمیه «جده بزرگ» (اصفهان) شد و از محضر شیخ مهدی مازندرانی و شیخ محمدعلی قمی کسب علم نمود. پس از شش سال تحصیل در حوزه علمیه اصفهان رهسپار قم شد و تحصیلات حوزوی خود را در مدرسه حجتیه قم پی گرفت. ورود او به قم مقارن با آغاز نهضت روحانیت و اوجگیری آن در سال 1342 است. مهدی هاشمی در سال 1346 به اتهام تکثیر و پخش اعلامیه توسط ساواک دستگیر و پس از سپردن تعهد از زندان آزاد گردید و به خدمت سربازی در منطقه جهرم اعزام شد. در دوره سربازی، ساواک وی را از طریق ضد اطلاعات ارتش به همکاری دعوت کرد و او سمت نویسندگی دادرسی کل ژاندارمری را درمرکز به عهده گرفت. مهدی هاشمی پس از پایان سربازی با تأثیرپذیری از افکار گروههای چپی، فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی خود را در قهدریجان اصفهان متمرکز ساخت و راهی این شهر شد. عملکرد و سخنان انحرافی مهدی هاشمی، همچنین مشخص شدن تعارض بسیاری از سخنان وی با مفاهیم اصیل دینی و اصول تشیع، علما و روحانیون منطقه را به مقابله با این جریان فکری واداشت؛ تا جائی که آیت‌الله شمس‌آبادی یکی از علما اصفهان به دلیل روشنگری و مقابله فکری با این جریان منحرف قربانی توطئه آنها شد و در سال 1355 جان خود را در این راه فدا کرد.

 

پس از این جریان نیروهای امنیتی رژیم وی را دستگیر کرده و تا سال 1357 را در زندان به سر برد. 
با پیروزی انقلاب اسلامی، مهدی هاشمی از زندان آزاد شد. و علیرغم این که به عنوان یک مجرم و یا لااقل متهم به قتل شناخته می‌شد، با توجه به شرایط سالهای اول پیروزی انقلاب در پناه حمایت‌های آیت‌ا... منتظری توانست به احراز مسئولیت واحد نهضتهای سپاه پاسداران ارتقا یابد. مهدی هاشمی در این مرحله نیز باتوجه به افکار و گرایش های خود با جذب افراد واخورده شهرها و روستاهای مختلف، گروهی را به نام گروه ضربت سازماندهی کرد و با استفاده از موقعیت بیت آقای منتظری، با مسئولین نظام به مقابله پرداخت. پایگاه وی در قهدریجان بود و با حفظ موقعیت خویش در این مکان درگیری بین سپاه و کمیته انقلاب اسلامی را در همان سالهای اولیه پیروزی انقلاب بوجود آورد. مهدی هاشمی با توجه به همان پشتوانه‌ای که داشت به سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی وسیعی در حوزه علمیه قم بین طلبه‌های جوان اقدام کرد. وی با انتشار شب‌نامه‌ها، نامه‌پراکنی‌ها، ارائه تحلیل‌های وارونه و جوسازی‌ها، به ایجاد تفرقه و بدبین کردن مردم به انقلاب و دولت پرداخت. وی نه تنها به نصایح علما و هشدارهای صریح خیرخواهانه حضرت امام گوش نداد، بلکه تلاش کرد حجیت این موعظه‌ها را با شایعاتی چون کانالیزه شدن امام مخدوش سازد. تا این که امام (ره) با درایت و دورنگری خود عمق فاجعه را درک کردند و دستور پیگیری این جریان را صادر نمودند و نهایتاً پس از مدتی که از بازداشت مهدی هاشمی گذشت، سرانجام وی در زندان درباره همه جرائم قبل و بعد از انقلاب لب به اعتراف گشود. و در روزهای 22، 24 و25 مرداد ماه سال 1366 به اتهام محاربه، افساد، ایجاد فتنه و رعب و وحشت در بین مردم محاکمه و به اعدام محکوم گردید و در تاریخ 6/7/1366 به دار مجازات سپرده شد.


یکی از اقدامات طرفداران مهدی هاشمی پس از دستگیری او، جو سازی در جهت مرتبط جلوه دادن دستگیری مهدی با ماجرای مک فارلین است و هادی هاشمی در این باره متهم ردیف اول است.(27) این باند سعی کرد با افشای ماجرای سفر مک فارلین و طرح ادعای سازش سران نظام با امریکا فضای غبارآلودی را برای رهایی وی از این اتهامات به وجود آورد. به دنبال درج گزارش مخلوطی از واقعیات و اکاذیب از سفر یک هیئت امریکایی به ایران هفته نامه لبنانی «الشراع» مورخ 12/8/1365 فضایی متفاوت ایجاد کرد.(28) الشراع در خبر خود نوشت:«رابرت مک فارلین یکی از فرستادگان امریکایی در ماه گذشته به طور محرمانه از تهران دیدار کرد و گفتگوهای بسیار مهمی با دکتر محمد لواسانی به نمایندگی از وزارت امور خارجه و محمد علی هادی ، نائب رئیس کمیته روابط خارجی مجلس شورای اسلامی و یکی از افسران عالی رتبه ارتش انجام داد». این نشریه افزود ایران از واشنگتن خواست تا کمکهای نظامی، مادی و سیاسی خود را به عراق متوقف کند و به ایران لوازم یدکی سلاحهای امریکایی بفروشد ضمناً امریکا از تهران خواست تا پشتیبانی و کمکهای خود را به سازمانهای آزادی بخش در جهان به بهانه این که این سازمانها تروریست هستند متوقف نماید و امنیت خلیج فارس را برای امریکا حفظ نماید» محافل نزدیک به مهدی هاشمی برای انحراف افکار عمومی از اتهامات متعددی که به وی وارد شده بود این گزارش مخلوط از واقعیات و اکاذیب را در اختیار «الشراع» قرار داده بودند.(29)


محسن رضایی فرمانده سابق سپاه پاسداران در دوران جنگ تحمیلی در خصوص ناگفته هایش از ماجرای مک فارلین می گوید: «اصل جریان از شخص محسن کنگرلو که مشاور آقای میر‌حسین‌موسوی در نخست وزیری بود شروع شده بود، این فرد کارهای خود را با آقای هاشمی پیش می برد و هنگامی که ما متوجه شدیم که در تهران اتفاقاتی در جریان است وارد ماجرا شدیم و محسن کنگرلو را به عنوان رابط دوم قرار دادیم و آقای وردی نژاد که معاون اطلاعات سپاه بود و بعداً مسئول خبرگزاری جمهوری اسلامی شد را به عنوان رابط اصلی قرار دادیم. درواقع ابتکار عمل را به دست گرفتیم تا ببینیم پشت صحنه چه می گذرد. اما تشکیلات مهدی هاشمی در دفتر آقای منتظری بودند که آن را به مجلة "الشراع " کشاندند چراکه در آن موقع آقای منتظری قائم مقام رهبری بودند و نفوذ زیادی داشتند».(30) کلیدی ترین اقدام باند مهدی هاشمی مربوط به بحث قائم مقامی منتظری می شود برای درک مساله جانشینی که راتباط خاصی با جریان مک فارلین در ایران دارد به قسمتی از گزارش تاور که پس از تحقیق یک هیات از کنگره امریکا در رابطه با جریان موسوم به ایران ـ کنترا به مجلس این کشور تسلیم شد اشاره می شود:« در 17 ماه مه 1985 (27 اردیبهشت 1364) آقای فولر افسر امنیتی اطلاعات ملی امریکا در خاورمیانه یک گزارش پنج صفحه ای به ویلیام کیسی رئیس سیا تحت عنوان «به طرف یک خط مشی در ایران » تسلیم نمود فولر در گزارش خود آورده بود که دستگاههای اطلاعاتی پی برده اند که شوروی پیشرفتهایی در به دست گرفتن اهرم قدرت در تهران به دست آورده... از سوی دیگر... در اولین برآورد امنیت ملی و اطلاعات تکمیلی سعی شده بود که مسیر آتی ایران در نیم تا یک سال آینده پیش بینی شود» در این طرح امریکایی ـ صهیونیستی سعی می شود با توجه به اوضاع داخلی ایران طی یک صحنه سازی با چراغ سبز منوچهر قربانی فر از نزدیکان به بیت آقای منتظری ارتباط گیری جهت معادلات آینده ایران صورت گیرد هفته نامه فرانسوی ژون آفریک در تاریخ 4/2/1987 هدف اصلی تیم امریکایی مک فارلین به ایران را این گونه بیان می کند:«هدف اصلی نورث عبارت بود از سرنگونی حکومت ایران . در ایران طرح که تاکنون فقط خطوط اصلی آن فاش شده پیش بینی شده بود که امریکا برای نشان دادن حسن نیت خود در زمینه تلاشهایش جهت آزادی گروگانها در مرحله اول تعدادی سلاح تحویل دهد...

 

مرحله نهایی عبارت بود از برکناری اجباری [امام ] خمینی».(31) قربانی فر در نامه ای که بعدها در «الوطن العربی» آن را به چاپ رساند فاش ساخت که قرار بود عایدات فروش اسلحه در اختیار جناح منتظری (باند مهدی هاشمی) قرار بگیرد تا برای تسلط بر اوضاع پس از امام خمینی از قدرت لازم برخوردار باشند. به نوشتۀ قربانی فر چندین دیدار سری میان مقامات امریکایی و اعضای اصلی این جناح با اطلاع منتظری انجام شد این دیدارهایی بود که هجده ماه به طور سری ادامه داشت.ولی وقتی این افراد از حضور مستقیم مک فارلین در تهران با هواپیمایی حامل سلاح مطلع شدند با افشای آن سعی کردند صحنه را به بزنند. با همه اینها ارزیابی قربانی فر از مجموعه رفت و آمدها این بود که این اقدام پس از امام خمینی به حذف جناح مخالف از صحنه سیاسی ایران به محوریت رئیس جمهور وقت (حضرت آیت الله خامنه ای) و برقراری رابطه با امریکا منتهی خواهد شد. این ارزیابی دقیقا مربوط به زمانی است که باند مهدی هاشمی بر شدت حملات شب نامه ای خود به رئیس جمهور وقت افزوده بودند.(32) 
منتظری در خاطرات خوداز قربانی فربه عنوان فرد ثروتمندی یاد می کند که قبل از انقلاب با امید نجف آبادی مربوط بوده و ماجرای سفر مک فارلین به ایران نیز از طریق امید به اطلاع او(منتظری) رسانده شده است. به این ترتیب اذعان آقای منتظری به ارتباط امید معدوم با قربانی فر از پیش از انقلاب سرنخ خوبی برای یافتن ریشه بسیاری از عملکردهای باند مهدی هاشمی می توانست باشد اطلاعات جمع آوری شده قربانی فر از ایران با این نتیجه گیری همراه بود که در میان طیف بندی های موجود در ایران منتظری در کسوت قائم مقام رهبری محوریت جناح میانه رو را برعهده دارد که آماده برقراری رابطه با امریکا و دارای اطلاع دقیقی از مراحل برقراری این روابط است.(33) 

 

واکنش ایران به افشای سفر مک فارلین 


پس از انتشار گزارش «الشراع» آقای هاشمی رفسنجانی با توصیه امام خمینی در مراسم 13 آبان در جمع دانشجویان به تشریح سفر مک فارلین و همراهانش به ایران ـ که بحران بزرگ و طولانی ای را برای دولت امریکا ایجاد کرد ـ پرداخت. آقای هاشمی رفسنجانی در این مراسم گفت:« افتخار سلاطین دنیا این است که با یکی از سردمداران امریکا ملاقات کنند ولی جمهور یاسلامی ایران چون روی پای خودش ایستاده و به خدا اتکا کرده آنقدر قدرت دارد که آنهایی که بی اجازه وارد ایران می شدند التماس می کنند ،خواهش می کنند که شفقت ما را جلب کنند و ما را به عنوان میهمانی که به مسلمانی وارد شد تحت فشار معنوی بگذارند، ولی جمهوری اسلامی می گوید نه ما با کسی که آثار خیانتش مشهود است نمی توانیم مذاکره کنیم».(34) 
در خصوص معامله اسلحه در برابر آزادی گروگانها رئیس جمهور وقت حضرت آیت الله خامنه ای آن را نفی کردند و در مصاحبه ای که پس از ایراد سخنرانی در مجمع عمومی با خبرنگار شبکه تلویزیونی ای ـ بی ـ سی امریکا به عمل آوردند اظهار داشتند:«من گزارش تاور را که توسط هیئت انتصابی از طرف ریگان تهیه شده خواندم و متوجه شدم که جریان این معاملات تسلیحاتی در میان مردم امریکا با آنچه مورد نظر ماست بسیار فرق دارد تا آنجا که ما اطلاع داشتیم معامله تسلیحات در قبال گروگانها نبود. برای سلاحهای دریافتی پول پرداخت کردیم اما فروشندگان این سلاحها همچنین از ما درخواست کردند که از نفوذ خود برای آزادی سازی گروگانها استفاده کنیم. و چون مخالف چنین اقدامی نبودیم و هیچ اشکالی در کمک به آزادی گروگانها نمی دیدیم موافقت کردیم بنابراین معامله ما در قبال گروگانها نبود بلکه با پرداخت پول بود و طرف معامله هم دلالان بین المللی بودند»(35 )

 

روز اول آذر ، هشت نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با طرح سوالی از وزیر خارجه خواستار توضیح وی درباره این ماجرا شدند؛ اما بیانات امام در این باره سبب شد که آنها سوال خود را پس بگیرند.امام خمینی در این باره فرمودند: «من امیدوارم شما توجه کنید به دنیا، توجه کنید به قدرت خودتان، نشکنید این قدرت را، دل ملت را نشکنید، هی تندرو، کندرو درست نکنید، دودستگی ایجاد نکنید، این خلاف اسلام است. ...رئیس‌جمهور آمریکا در این رسوایی باید عزا بگیرد و کاخ سفید تبدیل به کاخ سیاه شود گرچه همیشه بوده است.» (36)

 

واکنش امریکا به افشای ماجرای مک فارلین 


اندکی پس از سخنرانی هاشمی رفسنجانی تمام خبرگزاریهای جهان با ولع تمام موضوع جدید را پیگیری کردند و روز به روز بر حجم تبلیغات و سخن پراکنی در این خصوص افزوده می شد و جزئیات جدیدی از ارتباط بین مقامات ایرانی و امریکایی در چند ماه گذشته فاش می شد، به گونه ای که این مساله به یک رسوایی بزرگ برای مقامات امریکایی تبدیل شد چنان که پس از «واتر گیت» که رسوایی تقلب در انتخابات امریکا بود این رسوایی دومین رسوایی بزرگ سیاسی تاریخی امریکا لقب گرفت و عنوان ایران گیت یا رسوایی ارتباط با ایران لقب گرفت.(37) 
در پی افشاگریهای آقای هاشمی رفسنجانی و علیرغم اینکه مک فارلین به دنبال گزارش الشراع سفر به ایران را تکذیب کرده بود شبکه تلویزیونی ای ـ بی ـ سی» به نقل از منابع دولتی ایران اعلام کرد:«رابرت مک فارلین اخیرا به منظور ارائه پیشنها قطعات یدکی تسلیحات امریکایی به ایران یک ماموریت سری به تهران انجام داده است ماموریت مشاور سابق ریاست جمهوری امریکا در امور امنیت ملی در چارچوب تلاشهایی به منظور آزادسازی گروگانهای امریکا انجام گرفته است. « ای ـ بی ـ سی» افزود: ماموریت مزبور توسط مسئولان شورای امنیت ملی در کاخ سفید سازماندهی شده و تعداد کمی از اعضای دولت از آن آگاه بودند بر اساس اسن گزارش سرهنگ اولیور نورث کارشناس ضد تروریسم در شورای امنیت ملی امریکا این ماموریت را سازماندهی کرده است از سوی دیگر کاخ سفید تا به حال از هرگونه اظهار نظر درباره گزارشهای مربوط به سفر مک فارلین به ایران خودداری کرد و شب هنگام تاکید کرد تحریم فروش سلاح امریکایی به ایران کماکان پا برجاست. (38)


گرچه روز 17 آبان مک‌فارلین سفر مخفیانه خود به تهران را دروغ و خیالبافی خواند ولی با افشاء تدریجی رسوائی حاصل از این سفر و اعتراض وزارت خارجه ایران، ناچار شد بتدریج به آن اعتراف کند. روز 18 آبان وی اصل سفر را تأیید کرد ولی مدعی بود این سفر برای توافق با مقامات ایران جهت توقف تروریسم، مذاکره برای خاتمه جنگ و همکاری برای آزادسازی گروگانهای آمریکائی در لبنان به عنوان سه شرط برای برقراری روابط میان واشنگتن و تهران انجام شده است! روز 19 آبان اخبار بیشتری در مطبوعات آمریکا علیه دولت ریگان انتشار یافت. نیویورک تایمز نوشت: اعتبار آمریکا خدشه‌ دار شده است. «کریستین ساینس مانیتور» نوشت: امریکا با آبروی خود بازی می‌کند. روز 22 آبان ریگان رئیس جمهور وقت امریکا در نطق تلویزیونی نکاتی را در ارتباط با سفر نافرجام مک‌فارلین به ایران فاش ساخت و هم زمان مک‌فارلین در یک مصاحبه با شبکه تلویزیونی ای.بی.سی امریکا سفر خود به تهران را تأیید کرد و فقط افزود: «ماجرای کیک و انجیل که ایرانی‌ها ادعا می‌کنند ما با خود به تهران برده و به مقامات ایران به عنوان کلید فتح باب تقدیم داشته‌ایم صحت ندارد.»مک فارلین همچنین در 24 آبان اعلام کرد برنامه مأموریت مخفی وی به تهران در اواخر سال گذشته مسیحی و از طریق یک میانجی در لندن ترتیب داده شد. وی در این اظهار نظر مسئولیت استفاده غیر قانونی از گذرنامه ایرلندی را به گردن رابط انگلیسی خود که با دولت انگلستان در ارتباط بود انداخت. 

 

«سرانجام ریگان رئیس جمهوری امریکا پس از ده روز از افشای سفر یک هیات امریکایی به ایران پنجشنبه شب 22آبان 1365(13 نوامبر 1986) در یک نطق تلویزیونی درباره ارتباط با ایران ، ارسال سلاح به ایران، گروگانهای امریکایی در لبنان، اهمیت ژئوپلتیک ایران ، جنگ عراق و ایران سخنانی ایراد کرد و از اقدامات خود در این زمینه دفاع کرد ریگان در سخنرانی خود گفت: در این زمان من می خواهم تا با شما درباره یک موضوع شدیدا حساس و عمیقا مهم سیاست خارجی صحبت کنم. اکنون هجده ماه است که ما یک ابتکار سیاسی محرمانه در ارتباط با ایران در جریان داریم. این ابتکار به خاطر ساده ترین و بهترین دلایل در جریان قرار گرفت. وی دلایل مذکور را تجدید روابط با کشور ایران تحقق خاتمه شرافتمندانه جنگ شش ساله بین ایران و عراق ، محو کردن تروریسم دولتی و خرابکاری تاثیر در امر بازگشت تمامی گروگانها از لبنان دانست.و گفت: بدون همکاری ایران ما قادر به خاتمه بخشیدن به جنگ خلیج فارس نیستیم و بدون رضایت ایران امکان برقراری یک صلح بادوام در خاورمیانه وجود ندارد. ریگان افزود در جریان مذاکرات محرمانه ای که ما داشتیم من اجازه انتقال مقدار کوچکی از تسلیحات دفاعی و قطعات یدکی برای سیستم دفاعی ایران را دادم. هدف من متقاعد کردن تهران به این بود که مقامات مذاکره کننده امریکایی با اجازه من عمل می کنند و هدف این بود تا به ایران علامت دهیم که امریکا آماده است تا خصومت بین ما جای خود را به یک روابط و مناسبات جدید بدهد. این تحویل اندک تسلیحات در مجموع می تواند در یک فروند هواپیمای باری جای بگیرد و تمامی این تسلیحات در مجموع نمی تواند تاثیری بر نتیجه جنگ شش ساله بین ایران و عراق داشته باشد و همچنین نیم تواند به هیچ وجه در تعادل نظامی بین دو طرف تاثیری داشته باشد در همان حال که ما این ابتکار را مدنظر قرار دادیم روشن ساختیم که ایران می بایست با تمامی اشکال تروریسم بین المللی به عنوان شرطی در پیشرفت روابط ما مخالفت کند. ما اشاره کردیم که مهمترین قدمی که ایران می تواند بردارد استفاده از نفوذ خود در لبنان برای تامین آزادی تمامی گروگانهایی است که در آنجا نگه داری می شوند. پیشرفتهایی قبلا به دست آمده بود از زمانی که دولت امریکا با ایران در تماس قرار گرفته است هیچ گونه شواهدی دال بر این که دولت ایران در اقدامات تروریستی علیه امریکا همدستی کرده باشد وجود ندارد. گروگانها به کشور بازگشته اند و ما از تلاشهایی که دولت ایران در گذشته اتخاذ کرده و در حال حاضر مد نظر قرار می دهد استقبال می کنیم .(39)


کمیسیون تاور : 

در 25 نوامبر ،رونالد ریگان دستور تشکیل کمیته ای حقیقت یاب را به ریاست «جان تاور» ، وزیر اسبق خارجه آمریکا ابلاغ کرد .بررسی عملکرد اعضای شورای روابط خارجی در 50 سال گذشته نیز در راس خواسته های ریگان بود. در 26 فوریه ،گزارش نهایی کمیسیون با توجه به اظهارات 80 شاهد ، منتشر گردید با وجود اعلام اشتباهات مقامات عالی رتبه آمریکایی در این معاملات ، گفته شد که ریگان در جریان ابعاد ماجرا و ارسال کمک به ضدانقلابیون «کنترا »نبوده است.البته در این گزارش از بی توجهی ریگان به عملکرد شورای روابط خارجی، انتقادات زیادی شده بود. در 18 نوامبر سال بعد ، نمایندگان کنگره که عمدتا دموکرات بودند، گزارش دیگری را منتشر نمودند که در آن، انتقادات بسیار زیادی به ریگان شده بود.ریگان در مقابل تاسف عمیق خود را از این ارتباطات محرمانه با ایران اعلام کرد و تا 3 ماه در برنامه های تلویزیونی حاضر نشد. در نهایت ریگان مسئولیت همه این اتفاقات را پذیرفت و گفت که اظهارات گذشته اش در مورد اینکه چنین معامله تسلیحاتی ای در برابر آزادی گروگان ها صورت نگرفته ، نادرست بوه است. همزمان نظرسنجی ها نشان داد که محبوبیت ریگان از 67 درصد به 46 درصد رسیده است. و در آن دوره برچسب «رییس جمهور تفلون» به وی نسبت داده شد. آمریکایی های مرتبط با این افتضاح با عفو بوش پدر روبرو شدند و تنها «بیل بریدان» به علت سرقت 30میلیون دلار از پول های ارسال شده برای کنتراها ، به زندان محکوم شد تا سرانجام پرونده این رسوایی بسته شود. 
جمیز بیل در کتاب عقاب و شیر این حادثه رادر تحقیقی نسبتا دقیق تحلیل کرده است وی ماجرای مک فارلین را در امتداد سیاست امریکا در رابطه با ایران پس از چندین سال دشمنی در جهت آزامایش نوعی تغییر در سیاست ایران و از روی ناچاری مطرح می کند . وی در این زمینه می نویسد:«این برنامه براساس تصمیم ریاست جمهوری آمریکا (ریگان) در 17 ژانویه 1986، 1364 با امضای ریگان مورد تایید رسمی رئیس جمهوری قرار گرفت. این نزدیکی سری و تا حدودی محدود ابتدا توسط رابرت مک فارلین با حمایت قاطع ویلیام کیسی و سازمان سیا آغاز شد. مشاورینی نظیر مایکل لدین، مشاور مک فارلین که با اسرائیل روابطه ای شخصی داشتمشوق این اقدامات مک ارلین بودند. لدین در کنار اسرائیلیها ، شورای امنیت ملی را به همکاری با منوچهر قربانی فر مترجم خصوصی ایرانی که گفته می شود از کارکنان سابق ساواک بوده خواند.(40) 

 

وی در مورد قربانی فر می گوید:«معهذا هر چند وی شخصی عمیقا عیر قابل اعتماد بود اما مدتی نماینده خط امریکا با ایران بود این تا اندازه ای به دلیل حمایت لدین و اسرائیل از وی بود که او را مردی فوق العاده ، خیلی خوی و بنابراین صادق و یکی از از افراد نادری که نه تنها نکات ظریف فرهنگ خود بلکه فرهنگ ما را نیز درک می کند، توصیف کرده است. (41) 
سرهنگ اولیور نورث، همکار مک فارلین و رئیس عملیات شورای امنیت ملی آمریکا، در جلسات کمیته کنگره آمریکا که به جریان ایران ـ کنترا در ژوئیه 1987 رسیدگی می کرد روی قربانی فر تاکید می کرد که به وی این ایده را داده بود که از پول حاصل از فروش سلاح به ایران برای کمک به کنتراهای نیکاراگوئه استفاده شود. نورث همچنین شهادت داد که در ژانویه 1986 در هتلی در لندن، قربانی‌فر در حمام هتل با او مذاکره کرده و پیشنهاد یک میلیون دلار رشوه به وی داده است(42) 
قربانی فر در واکنش به این ادعا، در 11 ژوئیه 1987 در روزنامه نیویورک تایمز گفته است: «اگر قربانی‌فر که یک ایرانی است، مهمترین نماینده رئیس جمهور شما (آمریکا) را در یک حمام تعیین کرده، من برای آمریکا متاسفم. گفته می‌شود من مردی را که رئیس عملیات شورای امنیت ملی است گرفته‌ام و گفته‌ام با من به حمام بیا، مرا مشت و مال بده، پول اضافی برای سلاح‌ها بده، کار مرا در ایران تمام کن و بعد پول‌ها را برای دوستان خودت، کنتراها، بفرست». به خدا این بزرگترین طنزی است که من در تمام زندگی‌ام شنیده‌ام، من هرگز با او تنها نبوده‌ام. » (43)


جیمز بیل در ادامه می‌نویسد:با وجود اشتباهات تاکتیکی و ناآگاهی‌های فراوان، می‌‌توان گفت: تلاش برای برقراری خط ارتباطی با ایران در جهت منافع استراتژیک آمریکا بود. ریگان علت این اقدام را آزاد کردن گروگان‌های آمریکایی که در لبنان توسط حزب‌الله گروگان گرفته شده بودند، ضرورت این کار اعلام کرد و این که غیر از توسل به ایران به هیچ جا دسترسی نداشتیم. بازگشت بنجامین ویر، گروگان آمریکایی در 15سپتامبر 1985 پس از تحویل دو محموله سلاح به تهران، این طرح را زنده نگه داشت. از طرف دیگر گزارش مشهور به طرح ایران، در 1986 حاکی از این بود که ایران در حال به دست آوردن دست بالا در جنگ با عراق است و اگر ایران در جنگ برنده شود، آمریکا در چه وضعی قرار خواهد گرفت؟ آمریکا برای حفاظت از منافع خود یک سیاست دو جانبه و متناقض را در قبال ایران دنبال کرد. دلیل دیگر استراتژیک آمریکا، اساساً اقتصادی بود. قیمت نفت در اثر افزایش تولید ایران و عربستان به کمتر از بشکه‌ای 10 دلار رسید. این جریان در آمریکا اقتصاد جنوب غربی آمریکا را فلج کرد و صدای منابع مستقل نفت در واشنگتن را بلند و تهدید کننده کرد. سیاستمداران با نفوذ در تگزاس جرج بوش معاون رئیس جمهور، جیمز بیکر وزیر خزانه‌داری، جیم رایت سخنگوی کاخ سفید و... در صدد دفاع از منافع انتخاباتی خود برآمدند. (44) 
سفر غیرمنتظره سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان به ایران در 25 مهر 1985 در همین رابطه بود. در این سفر ایران و عربستان بر سر تولید کمتر در اوت سپتامبر 1986 به توافق رسیدند و قیمت‌ها تا 18 و 20 دلار برای هر بشکه نفت افزایش یافت. علت سفر جورج بوش در بهار 1986 به عربستان سعودی را در این چارچوب باید درک کرد. زمانی که از یک دیدگاه استراتژیک به نزدیک شدن آمریکا به ایران در آن مقطع بنگریم، دلایل این اقدام را اجباری می‌دانیم. معهذا روش اتخاذ شده به نحوی غیر حرفه‌‌ای، ناشیانه و ضعیف تدوین شده بود. افراد نامناسب، به توصیه متخصصین نامناسب، با حمایت هم پیمانان نامناسب، در زمانی نامناسب، با طرح تاکتیکی نامناسب، در مکانی نامناسب (تهران) انجام شد. ماهیت غیر حرفه‌ای و ناشیانه این ماجرا، اعتبار و بقای سیاسی رهبر آمریکا را به خطر انداخت و ضربه جدی دیگری به اعتبار و به نزول آمریکا در صحنه بین المللی زد. سرهنگ اولیور نورث، در گواهی در گروه منتخب کنگره آمریکا به صراحت به رفتار ریاکارانه خود با ایرانی‌ها اعتراف کرد و گفت: هر زمان با ایرانی‌ها ملاقات می‌کردیم به آنها دروغ می‌گفتیم. (45)


بدین ترتیب بار دیگر نظام جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی خود نه بر اساس رئالیسم بلکه بر اساس الگوی اسلامی روابط بین الملل عمل نمود و عزت و شرف و استقلال خود را فدای رابطه با دشمنان خود نکرد و دشمنانی را که با نگاه به نیازمندیهای مادی ایران استقلال و ارزشهای انقلابی را نشانه رفته بودند مایوس کرد. 

پایان /


پی نوشت ها 
27ـ محمد محمدی ری شهری، خاطره ها، ج4، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1388، ص127 
28ـ ابوالفضل صدقی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از آغاز تا سال 1368، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1386، ص189. 
29ـ کارنامه و خاطرات سال 1365، اوج دفاع،پیشین، پاورقی ص333ـ 332. 
30ـ مصاحبه با محسن رضایی، خبرگزاری فارس، ویژه هفته دفاع مقدس. 
31ـ «پیچک انحراف» مجله رمز عبور روزنامه ایران، ج1، نوروز 89، ص100ـ 99 
32ـ علیزاده، پیشین،ص39. 
33ـ همان، ص38 
34ـ روزنامه اطلاعات، 14/9/65 
35ـ علی اکبر ولایتی ، تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی عراق بر جمهور ی اسلامی ایران، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1380، ص209 
36ـ امام خمینی، صحیفه نور، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ دوم، 1379. 
37ـ شادلو، پیشین، ص75 
38ـ کارنامه و خاطرات سال 1365، اوج دفاع،پیشین، پاورقی ص335. 
39ـ همان، ص343 
40ـ بیل، پیشین، ص491ـ 490. 
41ـ همان،ص491 
42ـ همان، 492 
43ـ همان، پاورقی ص492. 
44ـ همان، ص496ـ 494 
45ـ همان، 499. 

منبع اصلی : سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی